درود بر شما .

زین پس عزم و اراده ی خود را بر این کردیم که با شما پارسی سخن بگوییم .

در جواب عارف که گفت :

این سینا ی کج و کوله میگه که کی گفته که خیام شعر کفر آمیز داشته کی گفته که فلان این که قرآن رو از بر بوده.

البته در نظر داشته باشید که این بشر کمی از عقل به دور رفته  است زیرا من گفته ام که

بعضی از این به اصطلاح معلم ها میگن اشعار ایشان کفر اندود هست . اما من این حرف

زو نقض کردم .

و برای نمونه میتوانم به لحظه ی جان سپردن خیام اشاره ای داشته باشم که

در جمع همه ی باشندگان (همون حضار ولی به پارسی) گفت که میخواهم برای شما

قبل از جانسپردن صحبت هایی بکنم ، حرف خیام بدین ترتیب بود :

اللهم انی عرفتک علی مبلغ امکانی ، فان معرفتی ایاک وسیلتی الیک . یعنی خدایا به درستی که من

به اندازه ی توانم تو را شناختم پس مرا بیامرز که معرفت من به تو

تنها وسیله امرزش من است به سوی تو . جان تسلیم کرد . 

این حرف های اخریه ی خیام بودش . پس چه نتیجه ای میشه گرفت ؟

درسته که حکیم عمر خیام فیلسوف بزرگی بوده اما سبب بر این نیست که عارف هم نباشه .

اصولا فیلسوف بودن مانع از رسیدن به درجه ی عرفان نمیشه .

که خیلی از افراد از همین راه به اون مقام رسیده اند .

حالا عرفان و عارف داریم تا عارف و عرفان !

یکی میشه مولانا یکی میشه حافظ یکی دیگه هم میشه خیام .

مثل شعری که حافظ میگه :

چون نقش تو در نظر نیامد مازا          

                                      جز کوی تو رهگذر نیامد مارا

خواب ار چه خوش امد همه را در عهدت

                                     حقا که به چشم در نیامد مارا

(امید است درست نوشته باشم :دی )

خب همین سخن مرا عارف دوباره تکرار کردش .

من میگم حافظ - مولانا و شاید شاید سعدی و خیام (خیام شاید یدونه داره)

تنها فکرشون خدا و  به عبارتی معشوقه ی حقیقیشون بوده .

یه روز یکی از بچه ها گفتش این مولانا که خدا نمیشناخته اصلا

فقط عاشق صلاحدین و شمس و ... بوده !

من هم بهش یکی از سخن های پائولو کوئولیو رو گفتم :

ببین پائولو کوئولیو میدونی چی میگه ؟! میگه که عشق درون دیگران نیست .

عشق درون خود ادم هستش . دیگران وسیله ای برای بیدار کردن و شعله ور

ساختن اون هستند . مولانا از شمس یاد گرفت که هرچه بیش تر به کودکی خودش

و دوران اوج عرفان گذشته اش برگرده . مولانا شمس رو استادش فرش کرد و چنان

از او بالا زد که به نظر خیلی ها بزرگ ترین عارف جهان بوده و هست و خواهد بود .

اینم جواب من بودش که فکر کنم دیگه حرفی برای گفتن نداشت.

به نقل قول از یه برنامه ی قدیمی :

درود و دو صد بدرود