معاشران! با شمام
شبی خوشست بدین قصه اش دراز کنید
حضور خلوت انسست و دوستان جمعند
وان یکاد بخوانید و در فراز کنید
رباب و چنگ ببانگ بلند میگویند
که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لب یار دلنواز کنید
دستم بوی گل می داد، همه به من تهمت چیدن گل زدن، کسی نگفت شاید گلی کاشته ام
مرد قرن بیستم، دکتر چه گوارا
هاستا سیامپر کماندانته
عارف
ده و نیم شب
منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت ...