ای شاه شاهان جهان الله مولانا علی

ای نور چشم عاشقان الله مولانا علی

حمد است گفتن نام تو ای نور فرخ نام تو

خورشید و مه هندوی توالله مولانا علی

خورشید مشرق خاوری در بندگی بسته کمر

ماهت غلام نیک پی الله مولانا علی

خورشید باشد ذره ای از خاکدان کوی تو

دریای عمان شبنمی الله مولانا علی

موسی عمران در غمت بنشسته بد در کوه طور

داوود می خواندت زبور الله مولانا علی

آدم که نور عالم است عیسی که پور مریم است

در کوی عشقت در هم است الله مولانا علی

داوود را آهن چو موم قدرت نموده کردگار

زیرا به دل اقرار کرد الله مولانا علی

آن نور چشم انبیاء احمد که بد بدر دجا

می گفت در قرب دنی الله مولانا علی

قاضی و شیخ و محتسب دارد به دل بغض علی

هر سه شدند از دین بری الله مولانا علی

گر مقتدای جاهلی کرده است در دین جاهلی

تو مقتدای کاملی الله مولانا علی

شاهم علی مرتضی بعدش حسن نجم سما

خوانم حسین کربلا الله مولانا علی

آن عالم آل عبا دانم علی زین العباد

هم باقر و صادق گو الله مولانا علی

موسی کاظم هفتمین باشد امام و رهنما

گوید علی موسی الر ضا الله مولانا علی

سوی تقی آی ونقی در مهر او عهدی بخوان

با عسکری رازی بگو الله مولانا علی

مهدی سوار آخرین بر خصم بگشاید کمین

خارج رود زیر زمین الله مولانا علی

دیو و پری و اهرمن اولاد آدم مرد و زن

دارند این سر در دهن الله مولانا علی

اقرار کن اظهار کن مولای رومی این سخن

هر لحظه سر من لدن الله مولانا علی

ای شمس تبریزی بیا بر ما مکن جور و جفا